راهکارهای تامین مالی
تأمین مالی یکی از چالش برانگیز ترین فعل برای افراد و کسب و کارهایی است که نیت آغاز فعالیت اقتصادی یا پیشرفت آن را دارند. انتخاب گزینه های مناسب برای تأمین مالی نه تنها بر موفقیت در پروژه اثرگذار است، بلکه میتواند آینده مالی و مدیریتی کسب و کار را نیز تعیین کند. در این مقاله، به بررسی راهکارهای تأمین مالی کلیدی برای متقاضیان پرداخته و راهکارهای موجود را با روش کاربردی توضیح میدهیم. درابتدا به معرفی تامین مالی می پردازیم
تأمین مالی تعاریف و ضرورت
تأمین مالی فعلی هست که طی آن بودجه لازم برای اجرای فعالیت ها، سرمایه گذاریها یا فعالیتهای اقتصادی فراهم میشود. این منابع میتوانند از وام های شعب بانک، انتشار اوراق ، پیوستن سرمایه گذاران به پروژه، یا استفاده از سرمایه های خود سرمایه گذاران داخلی تأمین شوند. نکته طلایی تأمین مالی این خواهد بود که بدون آن، بسیاری از پروژهها در مرحله حرف و ایده باقی می مانند و امکان اجرا پیدا نمیکنند.
تاریخچه تأمین مالی
تأمین مالی از اوایل ایجاد جوامع انسانی در مدل هالی مختلف وجود داشت. به عنوان مثال در قانون حمورابی نیز قوانینی برای بدهیها و قراردادهای مالی نگاشته شده بود که نشان میدهد در زمان های ابتدایی هم چالش هایی بین سرمایه گذار و سرمایه پذیر بوده که برای مدیریت آن از همان دوران طراحی شده است . در چین و روم باستان ابزارهایی مشابه سفته و اوراق بهادار ابتدایی برای تجارت و پرداخت مالیات استفاده میشد و این امکان را فراهم میکرد که تجار سرمایه لازم برای تجارتهای بزرگ را جلوتر تأمین کنند.
در قرون وسطا شکل جدیدی در حال ایجاد بود، بانکداران اروپایی نقش مهمی در تأمین مالی تجارت غلات و کالاهای اساسی ایفا کردند و قرارداد های مالی سنگینی شکل گرفت. در جریان وقوع انقلاب صنعتی، بانک های مدرن و بازارهای سرمایه پدید آمدند و ایجاد اوراق قرضه و سهام یکی از اصلی ترین ابزار رسمی برای جذب سرمایه شناخته شد. در قرن های جلو تر مثل 19 و 20 ، صنایع بزرگ مانند راهآهن و خودرو نیازمند جذب سرمایه های عظیم شدند پس برای پاسخ دادن به این درخواست صنعت ملزوم به گسترده تر شدن نظام های بانکی و بازارشد.
پس از بحرانهای مالی قرن 20، به خصوص بحران بزرگ ۱۹۲۹ و سپس بحران مالی ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹، اهمیت مدیریت ریسک در تأمین مالی بیشتر از قبل جدی شد. در این زمان شیوه های نوین تر مثل سرمایه گذاری خطر پذیر و تأمین مالی زنجیره تأمین به عنوان روش های جدید و مکمل برای بانک ها مطرح شدند.
انواع ساختارهای تأمین مالی
امروزه تأمین مالی در دو ساختار اصلی شکل گرفته در ابتدا ساختارهای رسمی شامل بانک ها، مؤسسات مالی، بازار سرمایه و صندوق های سرمایه گذاری که تحت قوانین و مقررات مشخص فعالیت میکنند، و ساختارهای غیررسمی شامل پس انداز شخصی، سرمایه گذاری جمع دوستان و خانواده و پلتفرمهای تأمین مالی جمعی که سازگارتر اما ضمانت های حقوقی کمتری دارند. در توضیحات فوق با بررسی تاریخ قصد نشان دادن این موضوع را داشتیم که تأمین مالی از قراردادهای ساده در تمدن های کهن آغاز شد و اکنون به شبکه های چند لایه از روش های نوین و نهاد های رسمی و غیررسمی تبدیل شده است. مجموعه اعتباریار با داشتن کارشناسان توانمند و متخصص همراه شماست برای رسیدن به تسهیلات و منابع مالی مورد نظر در زمینه رشد شرکت شما عزیزان خواهد بود .
چه زمان متوجه نیاز به تامین مالی میشویم؟
احساس به تأمین مالی زمانی نمود میکند که منابع موجود (نقدینگی، پسانداز یا سود انباشته) برای پوشش هزینه های در نظر گرفته شده کافی نباشد و ادامه فعالیت جهت توسعه کسب و کار بدون ورود منابع مالی جدید با مشکل مواجه شود. این امر معمولاً در چند زمان از قبل تعیین شده خود را آشکار میسازد :
در ابتدای آغاز فعالیت جدید :
وقتی فرد یا شرکت قصد شروع کسب و کار تازه را دارد و ردیف بودجه برای خرید تجهیزات، اجاره فضا یا تبلیغات کافی نیست.
زمان توسعه و رشد :
زمانی که کسب و کار برای رشد تولید یا گسترش شعب یا ورود به بازارهای جدید نیازمند سرمایه بیشتر است.
بحران کمبود نقدینگی :
وقتی جریان نقدی ماهانه برای پاسخ به حقوق، هزینه مواد اولیه یا بدهیها کافی نیست.
سرمایه گذاری در نوآوری :
در شرایطی که شرکت میخواهد محصول جدیدی طراحی کند یا وارد حوزه تحقیق و توسعه شود.
مدیریت بحران یا فرصت :
هنگام مواجهه با بحرانهای مالی یا برعکس، زمانی که فرصت بزرگی برای رشد سریع پیش آمده اما منابع داخلی پاسخگو نیستند.
در اصل هر زمان که شکافی بین نیاز مالی و منابع موجود ایجاد شود، بحث تأمین مالی بیشتر مورد توجه قرارمیگیرد . این فاصله میتواند کوتاه مدت (برای نقدینگی ماهیانه) یا بلند مدت (برای پروژههای توسعهای) باشد.
برگ برنده شرکت در فرایند تأمین مالی
برگ برنده شرکت در فرآیند تأمین مالی همان مجموعه اقدامات و اسنادی هست که باعث میشود بانکها، سرمایه گذاران یا شرکای تجاری به آن اعتماد کنند و حاضر شوند منابع مالی خود را در اختیار مجموعه ها قرار دهند. این موضوع تنها به داشتن نیاز مالی مربوط نمیشود، بلکه به توانایی شرکت در نشان دادن شفافیت، قابلیت رشد و مدیریت حرفهای وابسته است.
شرکتی که قصد دریافت تسهیلات یا جذب سرمایه دارد، باید بتواند یک طرح کسب و کار دقیق و شفاف آماده بکند؛ طرحی که نشان دهد سرمایه چگونه استفاده خواهد شد، چه بازدهی دارد و چه برنامه ای برای بازپرداخت وجود دارد. این طرح در واقع نقشه راهی است که سرمایه گذار یا بانک بر اساس آن تصمیم میگیرد تا میزان اعتماد خود را به فعالیت مجموعه ابراز بکند.
از سوی دیگر، جریان نقدی پایدار یکی از مهم ترین ابزار برنده است. اگر شرکتی بتواند نشان دهد که درآمد هایش منظم و کافی هستند و توانایی مدیریت نقدینگی و بازپرداخت بدهیها را دارد، اعتماد بیشتری جلب خواهد کرد.
سابقه و اعتبار مالی مثبت هم از جایگاه خوبی برخوردار هست. شرکت هایی که در گذشته بدهی های خود را به موقع پرداخت کرده اند و صورت های مالی حسابرسی شده و شفاف دارند، در نگاه سرمایه گذاران قابل اعتماد تر و جذاب تر برای سرمایه گذاری هستند.
علاوه بر تمام موارد گفته شده، داشتن مزیت رقابتی در بازار برگ برندهای جدی تری محسوب میشود. اگر محصول یا خدمت شرکت بتواند تمایز واقعی نسبت به باقی مجموعه های فعال در آن حوزه ایجاد کند و جایگاه بالاتری در بازار داشته باشد، سرمایه گذار مشتاق تر می شود که ریسک سرمایه گذاری ارزشمند است.
وجود مدیریت حرفهای و تیم توانمند میتواند از دید سرمایه گذاران نقطه قوتی باشد تا اعتماد کنند که تجربه و تخصص کافی برای اجرای موفق پروژهها را دارند چرا که در برخی پروژه ها ایده خوبی مطرح شد ولی بدون تیم اجرایی قوی احتمال شکست بالا بود و پروژه اصلا به شروع نرسید .
همچنین، شفافیت و رعایت الزامات قانونی مانند استانداردهای حسابداری و مالیاتی، مهم هست چرا که باید برای اینکه هزینه های بیشتر در روند اجرای برنامه شکل نگیره مثل جریمه ها از طرف سازمان های مربوطه پس با آگاهی ورعایت قوانین درشرکت ها ریسک کمتری برای سرمایه گذاران دارند و جذاب تر در نگاه شان هستند.
داشتن چشمانداز رشد و نوآوری باعث میشود سرمایه گذاران آینده دار بودن شرکت را ببینند. آنها به دنبال کسب و کارهایی هستند که نه تنها امروز سود آور باشند، بلکه ظرفیت توسعه و نوآوری در آینده را نیز داشته باشند.
در اصل برگ برنده شرکت در تأمین مالی همان توانایی در اعتماد سازی و جذابیت اقتصادی است؛ یعنی نشان دادن اینکه سرمایه گذاری یا اعطای تسهیلات نه تنها امن است، بلکه بازدهی مناسبی هم خواهد داشت و باعث پیشرفت برای هر دو طرف خواهد بود .
تامین مالی برای چه شرکت هایی هست؟
شرکت های نوپا و استارتاپ ها
اولویت خرجشان بیشتر بر روی توسعه محصول، بازاریابی اولیه، جذب نیروی انسانی ماهر و ورود به بازار است. این هزینه ها پایه های اصلی رشد اولیه را شکل میدهند.
رنج سرمایه : معمولاً بین ۵۰۰ میلیون تا 2 میلیارد تومان (برای مراحل اولیه)
شرکتهای در حال توسعه
معمولاً منابع مالی را صرف افزایش ظرفیت تولید، گسترش شعب، توسعه زیر ساختها و ورود به بازارهای جدید میکنند. در این مرحله، سرمایه بیشتر به سمت رشد پایدار و تثبیت جایگاه در بازار هدایت میشود.
رنج سرمایه : حدود ۵ تا ۲۰ میلیارد تومان بسته به اندازه پروژه و صنعت
شرکتهای پروژهمحور و صنعتی
اولویت خرجشان در خرید تجهیزات سنگین، اجرای پروژههای عمرانی یا صنعتی، تأمین مواد اولیه در حجم بالا و مدیریت قراردادهای کلان است. این شرکتها سرمایه را برای پروژههای بزرگ و سرمایه بر مصرف میکنند.
رنج سرمایه : معمولاً بالای ۲۰ میلیارد تومان و در پروژه های کلان حتی تا صدها میلیارد تومان
شرکتهای دانشبنیان و نوآور
منابع مالی را بیشتر صرف تحقیق و توسعه، طراحی محصول جدید، ثبت اختراع و ورود به حوزههای فناورانه میکنند. در اینجا تمرکز بر نوآوری و ایجاد ارزش افزوده است.
رنج سرمایه : بین ۱ تا 4 میلیارد تومان بسته به نوع فناوری و مرحله توسعه
شرکتهای با کمبود نقدینگی
اولویت خرجشان در پرداخت حقوق کارکنان، خرید مواد اولیه، پوشش هزینه های جاری و مدیریت بدهیهای کوتاه مدت است. این نوع تأمین مالی بیشتر برای حفظ جریان نقدی و جلوگیری از توقف فعالیتها استفاده میشود.
رنج سرمایه : معمولاً بین ۲۰۰ میلیون تا ۲ میلیارد تومان برای پوشش نقدینگی کوتاهمدت
تأمین مالی نیاز شرکت هایی است که یا در مرحله شروع و رشد هستند، یا درگیر پروژه های بزرگ و سرمایه بر میباشند، یا با کمبود نقدینگی مواجه شدهاند. هر شرکتی که فاصله ای میان نیاز مالی و منابع موجود داشته باشد، نیازمند تأمین مالی است؛ با این تفاوت که حجم سرمایه مورد نیاز بسته به نوع شرکت و شرایط بازار از 100 میلیون تا چندین میلیارد متغییر است.
صبر کنیم، کنار برویم یا تأمین مالی کنیم؟
در مسیر فعالیت یک شرکت قطعا با سه سناریو روبه رو می شود : مورد اول اینکه صبر کند بدون هیچ اقدامی در بازار، اینکه از بازار خارج شود و کنار رود به صورت کامل یا اینکه به سراغ تأمین مالی برود و با تزریق منابع مالی انرژی دوباره بگیرد، این تصمیم به شرایط واقعی کسب و کار و وضعیت بازار بستگی دارد.
اگر بازار در وضعیت ناپایدار و پرنوسان باشد و فردای آن قابل پیش بینی نباشد، یا اگر منابع مالی داخلی شرکت هنوز توان پوشش هزینهها را دارند، بهترین کار صبر کردن است. در چنین شرایطی تزریق سرمایه بیرونی میتواند بدون برنامه ریزی درست به زیان منجر شود، بنابراین بهتر است تا به ثبات رسیدن بازار دست نگه داشت.
اما زمانی می رسد که فعالیت در بازار بدون سود و زیانده است و هیچ افق روشنی برای بهبود وجود ندارد. اگر هزینهها مداوم بیشتر از درآمد باشند، یا ریسکهای بیرونی مانند تغییرات شدید قوانین، بیش از توان مدیریت شرکت باشند، کنار رفتن از بازار منطقیتر است. این تصمیم سخت است اما میتواند از نابودی کامل سرمایه جلوگیری کند و جلو ضرر را هر زمان بتوانیم بگیریم منفعت خواهد بود.
با تواجه به دو مثال فوق که نیاز به صبر یا جدا شدن از تلاش بود ولی در این مورد وقتی فرصت رشد یا توسعه مشخص و قابل اندازه گیری با توجه به ارزیابی یا تجربه وجود دارد اما منابع داخلی کافی نیست، یا زمانی که نقدینگی کوتاه مدت برای ادامه فعالیتهای جاری مانند پرداخت حقوق و خرید مواد اولیه کم است، تأمین مالی بهترین گزینه خواهد بود. همچنین اگر پروژهای بزرگ یا سرمایه بر در دست اجرا باشد و بدون تزریق سرمایه امکان تکمیل آن وجود نداشته باشد، یا اگر شرکت بتواند با سرمایه جدید وارد بازارهای تازه شود و بازدهی سرمایه گذاری قابل پیش بینی باشد، تأمین مالی اقدامی حیاتی محسوب میشود.
اهمیت وجود مشاور در زمینه تامین مالی
وجود مشاور و راهنما در زمینه تأمین مالی لزوم زیادی دارد، زیرا تصمیم گیری در این حوزه معمولاً پیچیده و پرریسک و از همه مهم تر سرنوشت ساز خواهد بود و هر انتخاب میتواند آینده شرکت را تحت تأثیر قرار دهد. مشاوران مالی با تجربه و دانش خود میتوانند مسیر درست را نشان دهند و از اشتباهات پرهزینه جلوگیری کنند.
مشاور باید با بررسی شرکتها نیاز واقعی خود به سرمایه را شناسایی کنند و تشخیص دهند آیا باید صبر کنند، از بازار خارج شوند یا تأمین مالی انجام دهند. مشاوران همچنین میتواند برنامه ریزی دقیق برای استفاده از منابع مالی ارائه دهد تا سرمایه در بخشهای درست و به موقع خرج شود و سودآوری بیشتری داشته باشد.
از سوی دیگر، مشاوران با قوانین، مقررات و ابزارهای مالی آشنا هستند و میتوانند شرکت را در جلسه با بانکها یا سرمایه گذاران همراهی کنند. این موضوع باعث میشود تمامی شرایط را به بهترین شکل ممکن اماده ارائه بکنند تا شرایط بهتری برای دریافت تسهیلات یا جذب سرمایه فراهم گردد.
حضور مشاوران در تأمین مالی ریسک تصمیم گیری را بسیار کاهش میدهد، همچنین سرعت و کیفیت دسترسی به منابع مالی را افزایش میدهد و احتمال موفقیت شرکت در مسیر توسعه و پیشرقت یا عبور از بحران های چالش بر انگیز را بیشتر میکند.
کیس فرضی در تامین مالی برای شرکت ها
معرفی شرکت : شرکت آریا تک (دانشبنیان فعال در حوزه فناوری سلامت)
توضیحات اولیه اولیه
- نیاز به سرمایه حدود ۱۰ میلیارد تومان برای توسعه محصول و ورود به بازار جدید.
- منابع داخلی کافی برای پوشش هزینههای جاری، اما ناکافی برای توسعه.
- هدف جذب سرمایه بیرونی در کوتاهترین زمان و با بهترین شرایط.
شرکت آریا تک در حوزه فناوری سلامت فعالیت میکرد و مثل باقی شرکت ها برای توسعه محصول جدید خود نیازمند تامین مالی قابل توجه بود. مدیر عامل این شرکت برآورد کرده بود که حدود 10 میلیارد تومان برای تحقیق و توسعه، تولید و ورود به بازار لازم دارند. اما دو مسیر تأمین مالی برایشان وجود دارد همراه با دو تجربه متفاوت رقم خواهد خورد.
در تجربه اول، آنها بدون همراهی مشاوران مالی وارد فرآیند شدند.
مدارک ناقص، طرح کسب و کار غیرشفاف و مذاکرات پراکنده باعث شد فرآیند جذب سرمایه بیش از ۹ ماه طول بکشد. در نهایت تنها 6 میلیارد تومان تأمین شد؛ رقمی کمتر از نیاز واقعی و باز هم مجموعه با کمبود بودجه مواجه بود.
بخش زیادی از این سرمایه نیز به دلیل تصمیمگیریهای نادرست، در تبلیغات زودهنگام هزینه شد، در حالی که محصول هنوز آماده عرضه نبود. شرایط قرارداد نیز سخت و پرهزینه بود. نتیجه این شد که ورود به بازار با تأخیر انجام شد و بخشی از سرمایه عملاً از دست رفت.
اما در تجربه دوم، شرکت تصمیم گرفت از یک مشاور مالی حرفهای بهره بگیرد.
مشاور ابتدا نیاز واقعی سرمایه را دقیق محاسبه کرد، طرح کسب و کار را بازنویسی نمود و آن را برای سرمایه گذاران جذاب و شفاف و غیر قابل رد ساخت، سپس مذاکرات را هدایت کرد و توانست در مدت چهار ماه کل مبلغ 10 میلیارد تومان را جذب کند. سرمایه دقیق و هدفمند در تحقیق و توسعه، تولید و ورود مرحله ای به بازار تخصیص یافت.
شرایط قرارداد نیز با نرخ بهره مناسب تر و بازپرداخت منعطف تر بسته شد. نتیجه این بود که محصول در زمان درست وارد بازار شد، شرکت توانست سهم مناسبی از بازار به دست آورد و بازدهی سرمایه گذاری به طور چشمگیری افزایش یافت.
این مثال نشان میدهد که حضور مشاور مالی میتواند تفاوتی اساسی در سرعت، میزان سرمایه جذب شده، کیفیت تصمیم گیری و در نهایت موفقیت یا شکست پروژه ایجاد کند البته این مثال خوش بینانه بود و ممکن هست با شرایط موجود در ایران در صورت عدم تامین درست و به موقع شرکت برشکسته شود .
اگر در گذشته تجربهای منفی از فرآیند تأمین مالی داشته اید، بدانید که این موضوع پایان راه نیست.
بسیاری از شرکتها در اولین تلاش خود با چالشهایی مانند طولانی شدن زمان دریافت سرمایه، شرایط سخت قرارداد یا استفاده نادرست از منابع مالی مواجه میشوند. اما راه درست آن است که این مسیر را بار دیگر با رویکردی اصولی و همراهی مشاوران حرفهای طی کنید. مشاوران مطرح میتوانند نیاز واقعی سرمایه را شفاف کنند، طرح کسبوکار را برای سرمایهگذاران جذابتر سازند و شرایط قرارداد را به نفع شما مدیریت نمایند.
پیشنهاد میکنیم این بار با روش درست و اصولی وارد شوید؛ چرا که مجموعه اعتبار یار همراه همیشگی شماست برای رساندن تان به تسهیلات و سرمایهای که واقعاً نیاز دارید.